مير تقي الدين كاشاني

58

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

براى هريك ازين هر دو خواست تاريخى * كسى كه زينت ازو يافت صفحه‌هاى خيال نوشت كلك قضا : « مرگ اشرف علما » * زمانه ساخت رقم : « مرگ اشرف عمّال » « 1 » * * * وه كه ناگه آتشى افروخت چرخ * آتشى كز وى جهان شد پرشرار شورشى انگيخت در عالم دگر * شورشى كز وى جهان شد بيقرار عمدهء كاشان غياث الدين كه داشت * پيشوايى بر صغار و بر كبار فخر دوران خواجهء منصور نام * كز وجودش عالمى كرد افتخار بود چون بر وى مدار عالمى * گشت مستوفى شاه نامدار ناگهان شد دفتر عمرش تمام * كرد استيفاى فردوس اختيار منشى دوران دو تاريخ گزين * خواست بر اوراق عالم يادگار خامه‌ام : « منصور مستوفى » نوشت * بعد از آن : « مستوفى عالم مدار » « 2 » * * * مير قاسم ، جهان علم و ورع * زبدهء دودمان اهل عبا آن‌كه ذات مقدّسش بودى * باعث رونق قبيلهء ما و آن‌كه وقت سحر برآوردى * مدّعاى قبيله را به دعا سر سادات بود و اعلم عهد * عابد دور و تارك دنيا ناگهان كرد ميل روضه قدس * شد ز دنيا به جانب عقبا به دو تاريخ اگر كند رغبت * خامه فكرت سخن‌آرا « سَرِ ارباب تقوى » « 3 » انشا كن * « سرور اهل طاعت » اش « 4 » بنما ور دو تاريخ ديگرش بايد * بنويس اين دو مصرع غرّا « عابد دور ، تارك دنيى » * « سَرِ سادات ، قدوهء علما » « 5 » و له وه كه خوانندهء مصنّفِ ما * گشت مجلس‌نشين بزم عدم

--> ( 1 ) . ماده تاريخ در هر دو مصرع به سال 982 ه . ق اشاره دارد . ( 2 ) . ماده تاريخ در هر دو مصرع به سال 982 ه . ق اشاره دارد . ( 3 ) . به سال 982 ه . ق اشاره دارد . ( 4 ) . در نسخهء اساس « طاعتش » آمده كه با توجه به ماده تاريخ ، كه اشاره به سال 982 دارد ، ضمير « ش » را جدا كرديم . ( 5 ) . ماده تاريخ در هر دو مصرع به سال 982 ه . ق اشاره دارد .